سفره های رنگین ما مدیون قساوت قصاب است نه مرهون رحم و شفقتش ! ؟
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 11:20 توسط آرش پیمان
|
چقدر خوبی وقتی که می گویی نه !
چقدر خوبی وقتی که میگویی آری !
چقدر خوبی !
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 20:29 توسط آرش پیمان
|
من پشت کرده به خورشید !
جز سایه خود هیچ نخواهم دید!
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 17:13 توسط آرش پیمان
|
فارغم فارغ ز هر بود و نبود
انتهای عاشقی هم عشق بود
(بیتکی یادگار شاعر پیشگی های جوانی برای ثبت در تاریخ !)
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 17:11 توسط آرش پیمان
|
من خفته ام ٬ ! طلوع خورشید را نخواهم دید .
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 17:5 توسط آرش پیمان
|
تو بهترین طعام دنیا بودی اما افسوس من تشنه بودم !
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 17:4 توسط آرش پیمان
|
بینوا
تو هنوز مزه دنیا را به غایت نچشیده چطور آرزو میکنی که از آن سیر شوی ؟
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 17:3 توسط آرش پیمان
|